تاریخ فلسفه غرب (1)

نام کتاب: تاریخ فلسفه غرب ؛  نویسنده: برتراند راسل ؛  مترجم: نجف دریابندری ؛ مشخصات نشر: تهران، نشر پرواز 1390

 

مقدمه:

در بخش «مختصری درباره کتاب» خواهید دید که به عقیده بسیاری از صاحب نظران، مطالعه این کتاب به عنوان تنها وسیله ی آشنایی با تاریخ تفکرغرب بسیار گمراه کننده خواهد بود، لذا این کتاب را در کنار کتاب دیگری که در متن بعدی معرفی شده است همزمان مطالعه و خلاصه نویسی خواهم کرد (البته در صورت امکان از منابع دیگر نیز در یاری به درک مفاهیم بصورت دقیقتر استفاده خواهم کرد که در این صورت موارد ذکر خواهد شد).

بدیهی است که خلاصه نویسی متون فلسفی تفاوتهای بسیاری با خلاصه نویسی رمان یا نمایشنامه دارد. برای درک مفاهیم بازگو شده در این کتاب، بالاخص اطمینان از فهم دقیق آنچه نویسنده قصد گفتن آنرا داشته، و نه آنچه بواسطه مطالعات پیشین و یا قضاوتهای مردد خویش دریافته ایم، نه تنها قادر به کاهش و خلاصه نویسی متن نخواهیم بود، بلکه شاید توضیحات بیشتر نیز ضروری و راهگشا باشد. لذا در این وبلاگ، در خلاصه نویسی این کتاب و دیگر کتب از این دست، به گزینش مهمترین مطالب بیان شده کتاب اکتفا می کنم و در حد امکان متن اصلی کتاب را تغییر نخواهم داد، و این خلاصه، تنها نقش یک مرجع برای یادآوری مطالب، بعد از تسلط روی مفاهیم کتاب را خواهد داشت.

به دلایلی مشابه نقد کتاب نیز تحت تاثیر مطالب سنگین کتاب به روال کتب ساده تر امکان پذیر نخواهد بود. لذا تنها نکاتی که در بخش «درباره مطالب»، به بررسی کتاب و برتراند راسل مربوط می شود، تفاوتهایی است که مطالب کتاب با کتاب (یا کتابهای) دیگر داشته است. بخش اصلی مطالب «درباره مطالب»، چنانکه از عنوان بخش مشخص است، هر گونه اندیشه ای است که به محتویات کتاب مرتبط شود، شامل ابهامات و اشکالاتی که در فهم مطالب با آن مواجه شده ام و یادداشتهایی که در مورد عقاید و فلسفه و فیلسوفان ذکر می گردد.

 

مختصری دریاره نویسنده:

برتراند راسل در 1872 در خانواده ای از اشراف قدیمی انگلستان به دنیا آمد. پدر بزرگش، لرد جان راسل، از رجال معروف زمانه خود بود و در زمان ملکه ویکتوریا دو بار از طرف حزب لیبرال به ریاست دولت رسیده بود. پدر و مادرش از دوستان جان استوارت میل بودند. راسل آنها را پیش از چهار سالگی و پدر بزرگ خود را پیش از شش سالگی از دست داد و تربیت او به دست مادر بزرگش افتاد که پیرزنی بود متدین.

راسل تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در خانه تمام کرد و در نوزده سالگی از خانه به دانشگاه کمبریج رفت. او به ریاضیات، فلسفه، تاریخ و شعر علاقه داشت. سنت خانوادگی راسل فعالیت سیاسی بود. لیکن او بعد از سه ماه شغلی که در وزارت خارجه اقوامش برای او فراهم آوردند را ترک کرد و به دانشگاه و فلسفه رو آورد. علائق او به ریاضیات، فلسفه تحلیلی و مسائل سیاسی و اجتماعی در نوشتن سه کتاب اولش تاثیر گذار بود: سوسیال دموکراسی آلمان (1896)، رساله ای درباره مبانی هندسه (1897) و فلسفه لایب نیتس (1900) که همواره آثارش در فلسفه و ریاضیات برتری محسوسی داشتند.

در1903 کتاب اصول ریاضیات را منتشر کرد و سپس با همکاری استادش آلفرد وایتهد روایت مفصل تر و فنی تری از این کتاب را انتشار داد (13-1910) که می توان آنرا سهم اصلی او در ریاضیات و فلسفه قرن بیستم نامید. با عضویت در انجمن سیاسی فابین وارد دنیای سیاست شد. ولی سوسیالیسم راسل از نوع بسیار خاصی بود، زیرا که او بر خلاف فابین های معروف –مانند برنارد شاو و اچ جی ولز و سیدنی وب- به لزوم نظارت دولت در امور اقتصادی اعتقاد نداشت و اصولا به گفته ی خودش از «روح سوسیالیسم» بیزار بود. یکی از نخستین آثار اجتماعی راسل، اصول بازسازی اجتماعی (1916) بود.

اگر پایه های سوسیالیسم راسل از لحاظ نظری لرزان و نا مطمئن بود، از لحاظ زندگی عملی او مواضع خود را کاملا جدی می گرفت. در این دوره که راسل به عنوان سوسیالیست می کوشید وارد میدان سیاست عملی شود، نخست تمام دارایی موروثی خود را بخشید و تصمیم گرفت که فقط با دسترنج خود زندگی کند (اگرچه او تا سن سی سالگی طرفدار اصول امپراطوری بود). راسل در زندگینامه اش هیچ اشاره ای به بخشش ثروت و مضایق مالی خود نمی کند.

با آغاز جنگ جهانی اول، راسل به عنوان صلح طلب و مخالف بسیج عمومی با دولت انگلستان وارد مبارزه شد و به مدت 6 ماه به زندان افتاد. کتاب مقدمه بر فلسفه ی ریاضی (1919) از نوشته های این دوره او حاصل آمد. آثار فلسفی او تا این زمان عبارت بودند از مقالات فلسفی (1910)، مسائل فلسفه (1912)، علم ما به عالم خارج (1914) و عرفان و منطق (1918).

پس از جنگ او برای یکسال تدریس به چین رفت و سپس سفری به روسیه داشت. در 1938 به امریکا رفت و تا 1944 در آنجا به تدریس مشغول بود. از دیگر آثار او: تحقیق در معنی و صدق (یک دوره درس در دانشگاه هاروارد-1940)، تحلیل ذهن (1921)، مجمل فلسفه (1927)، تحلیل ماده (1927)، مقالات شکاکانه (1928) و تاریخ فلسفه غرب (برگرفته از تدریس تاریخ فلسفه در دانشکده بنیاد بارنز-1945).

در 1944 چند ماه پیش از پایان جنگ، راسل به انگلستان برگشت و کرسی استادیش را در دانشگاه کمبریج پس گرفت. درسهای او در کمبریج سپس با عنوان «دانش انسان: دامنه و حدود آن» (1948) منتشر شد که علی رغم انتظار راسل نسبت به اهمیت کتاب، از طرف فلاسفه انگلستان شور و شوق زیادی مشاهده نشد. آخرین کتاب فلسفی راسل، «تحول فلسفی من» (1959) نام دارد. او تا دو روز آخر زندگی خود کار می کرد و در شب 2 فوریه 1970 پس از چند ساعت تب آنفلونزا در 98 سالگی درگذشت.

 

مختصری درباره مترجم (به روایت از خارج از کتاب):

نجف دریابندری فرزند ناخدا خلف ظلم آبادی در یک شهریور 1308 در آبادان متولد شد. دورهٔ ابتدائی را در مدرسه ۱۷ دی گذراند و وارد دبیرستان رازی شد. وی حدود سال سوم دبیرستان، تحصیل را رها کرد و به دنبال کار رفت.

حضور انگلیسی‌ها در تأسیسات نفتی شهر آبادان و تردد آنان در سطح شهر و کاربرد آن زبان وی را به یادگیری زبان انگلیسی علاقمند ساخت و به طور خودآموز به فراگیری این زبان پرداخت. در سال ۱۳۳۲ اولین اثر خود را که ترجمهٔ کتاب معروف «وداع با اسلحه» ارنست همینگوی بود، برای چاپ به تهران فرستاد. همزمان با چاپ این کتاب در سال ۱۳۳۳، به دلیل فعالیت‌های سیاسی در آبادان به زندان افتاد و بعد از یکسال، به زندان تهران منتقل شد.

در زندان به مسائل فلسفی علاقمند شد و در مدت حبس، کتاب «تاریخ فلسفه غرب» را ترجمه کرد که بعدها توسط انتشارات سخن به چاپ رسید. وی بعد از تحمل چهار سال حبس، در سال ۱۳۳۷ از زندان آزاد شد و به کارهای مختلفی روی آورد. در نهایت به عنوان سردبیر (ادیتور) در انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد. در آنجا به ترجمه آثار ادبی رمان‌نویسان و نمایشنامه‌نویسان معروف آمریکائی پرداخت و کتاب‌هایی همچون «پیرمرد و دریا» اثر ارنست همینگوی و «هاکلبری فین» اثر مارک تواین را ترجمه کرد.

دریابندری مدت ۱۷ سال با مؤسسهٔ فرانکلین همکاری کرد و در حدود سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با این مؤسسه قطع کرد. پس از آن برای ترجمه متون فیلم‌های خارجی با سازمان رادیو تلوزیون ملی قرارداد بست. پس از انقلاب از این کار نیز کناره گرفت و به طور جدی به ترجمه و تألیف پرداخت. از جمله آثار وی می‌توان به ترجمه کتاب‌های «یک گل سرخ برای امیلی» و «گور به گور» نوشته ویلیام فالکنر، «رگتایم و بیلی باتگیت» اثر دکتروف، «معنی هنر» از آیزیا برلین و «پیامبر و دیوانه» نوشته جبران خلیل جبران اشاره کرد.

از کتابهای دیگر ترجمه های او می توان به موارد زیر اشاره داشت: «بازمانده ی روز» اثر کازئوایشی گورو، «آنتیگونه» اثر سوفوکل، «چنین کنند بزرگان» اثر ویل کاپی (عنوان اصلی: «انحطاط و سقوط تقریبا همه ی افراد»)، «قدرت» اثر برتراند راسل، «عرفان و منطق» اثر برتراند راسل، «فسانه دولت» اثر ارنست کاسیرر، «فلسفه روشن اندیشی» اثر ارنست کاسیرر، «کلی ها» اثر هیلری استنیلند، «تاریخ سینما» اثر آرتور نایت و «سیری در هنر ایران: از دوران پیش از تاریخ تا امروز» اثر آرتور اپهام پوپ، فیلیس اکرمن.

او در معرفی نویسندگانی مثل ای.ال دوکتروف و کازوئو ایشی گورو کوشیده است. وی همچنین در سال‌های اخیر کتاب مستطاب آشپزی را به رشته تحریر درآورده‌است. از وی همچنین نقدهای مختلفی در مجلات و نشریات به چاپ رسیده ‌است.

دریابندری به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکائی موفق به دریافت جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گردیده‌است. وی همچنین همسر فهیمه راستکار بازیگر و دوبلور با سابقه تلویزیون،سینما و تئاتر است.

 

مختصری درباره کتاب (به روایت از مترجم):

تاریخ فلسفه ی غرب، چنان که اشاره شد، بازنویس سلسله درسهایی است که راسل از 1940 تا 1943 در آمریکا داده بود و سپس در تابستان 1944 در انگلستان برای انتشار آماده شد. این کتاب پر خواننده ترین اثر راسل از کار درآمد  و از زمان انتشار (1945) تا امروز همیشه در ردیف آثار پرفروش قرار داشته است. ولی اهل فن درباره ارزش آن اتفاق نظر ندارند. برخی آنرا نمونه قوت تحلیل و روشنائی بیان می دانند ئ برخی نیز برآنند که در تاریخ برداشت های شخصی و یک جانبه ای از متفکران و مکاتب فلسفی ترسیم شده است؛ و به عنوان تنها وسیله ی آشنایی با تاریخ تفکر اروپایی می تواند بسیار گمراه کننده باشد. کسانی هم هستند –و نویسنده ی این سطور را باید در ردیف این ها به شمار آورد- که معتقدند هر دو حکم یاد شده کم یا بیش درست است؛ و درست به همین دلیل تاریخ راسل اثری است

/ 0 نظر / 8 بازدید